یک دقیقه با علم | روان‌شناسان گشتالت اولین کسانی نبودند که مفهوم روان‌شناسانه گشتالت را به کار بردند. در دهه ۱۸۹۰ کریستین فون ایرنفلس (Christian von Ehrenfels) گشتالت را به این صورت توصیف کرد: مشخصه ای درحال تکوین از شیئی که در حیطه ادراک ما قرار گرفته باشد، کیفیتی فرعی که حاصل روابط بین اجزای سازنده آن شیء است؛ درست عکس اصل روان شناسی گشتالت. اگرچه نظریه گشتالت جذاب و تأثیرگذار بود، از آن انتقاد شده است که تنها به توصیف می پردازد و فرآیند شناختی ادراک را توضیح نمی دهد. روان شناسان متأخرتر به این ایده رجوع کردند که ما اشیا را با تشخیص دادن الگوهای موجود در اجزای سازنده‌شان شناسایی می‌کنیم. نظریه‌های تشخیص الگو بر این فرض استوارند که حافظه ما «شابلون‌هایی از اشیا» در خود دارد که ما هر بار آن را با اطلاعات حسی دریافتی‌مان مقایسه می کنیم. اروین بیده‌مان (Irving Biederman) مجموعه ای ارائه داد از این شکل های هندسی ساده به نام «جیون‌ها»  (geons) یا نمادهای تصویری هندسی. نظریه دیگری نیز هست که به شناسایی ویژگی‌ها یا به عبارتی به توانایی رصد کردن یک صحنه و تشخیص ویژگی‌های آشنا می پردازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *