یک دقیقه با علم | اولین شواهد واقعی مبنی بر موضعی بودن کارکرد‌های مغز بر اثر تحقیق روی بیمارانی به دست آمد که قسمت‌های خاصی از مغزشان آسیب دیده بود. یکی از موارد مشهور فینیاس پی گیج ((Phineas P.Gag) کارگر راه‌آهن آمریکایی بود که در سال ۱۸۴۸ از تصادفی جان به در بردکه در قسمت اعظم لوب پیشانی سمت چپ او را نابود کرد. اگرچه او به زندگی عادی ادامه داد اما شخصیتش به کلی تغییر کرد. چند سال بعد فیزیولوژیستی به نام پل بروکا پس از کالبد شکافی اجساد بیمارانی که دچار اختلالات شدید گفتاری بودند کشف کرد که بخش خاصی از مغز این بیماران آسیب دیده بوده است(که امروز به آن ناحیه بروکا میگوییم). به طریق مشابه کارل ورنیکه ناحیه‌ای را کشف کرد که به فهم زبان مرتبط بود. بعد‌تر راجر اسپری((Roger Sperr  حین درمان مبتلان به صرع متوجه شد که دو نیم کره مغز کارکرد‌های مختلفی بر عهده دارند. هر نیم کره اطلاعات حسی وارد شده از نیمه سمت مخالف بدن را پردازش میکند. نیم کره چب به تحلیل منطقی مربوط است در حالی که نیمکره راست به تفکر خلاق سروکار دارد. تحقیقات کارل لشی نشان داده است که وقتی یک بخش از مغز آسیب میبیند، سایر قسمت‌ها اغلب میتوانند این کمبود را جبران کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *