یک دقیقه با علم | در بسیاری از فرهنگ‌های جهان این باور وجود دارد که انسان دارای روح( غالبا فناناپذیر) است که وجودی مستقل از بدن ارد. برای فیلسوفان یونانی روح، یا پسیکی، همچنین جایگاه قوه استدلال محسوب می‌شد؛ آنچه امروزه ذهن می‌نامیم. در حالی که ارسطو و پیروان بدن و روح را جدانپذیر می‌دانستند. افلاطون بر این باور بود که روح/ ذهن به عالم جاویدان مُثُل تعلق دارد و ارز دنیای مادی که بدن ما درآن زندگی می‌کند جداست.

فیلسوفان متاخرتر ، به ویژه دانشمند مسلمان، ابن سینا و ریاضیدان و فیلسوف بزرگ، رنه دکارت، این نظر  را مطرح کردند که ذهن غیر مادی و بدن مادی دو مقوله جدا از هم هستند. گیلبرت رایل (Gilbert Ryle) در ۱۹۴۱ دو گانگی بین بدن و ذهن  را مورد سوال قرار داد و این نظر را که ذهن یا روح مانند شبحی در ماشین وجودی مستقل دارد، رد کرد. اخیرا فناوری کامپیوتر تشبیه مفیدی در اختیارمان قرار گذاشته است: مغز و ذهن را میتوان به صورت سخت‌افزار و نرم‌افزار دید، دو جنبه‌ای که در عین تمایز لازم و ملزوم یکدیگرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *